| زندگي از آن ماست تا آن را به شيوه ی خودمان زندگي کنيم
|
|
|
| یادداشتی بر ویدئوی " از آتش و خلأ "
Ov Fire and the Void (از آتش و خلأ) آهنگی است از آلبوم Evangelion از گروه مشهور لهستانی بهموت ( Behemoth) که امسال منتشر شد. عنوان آلبوم برگرفته است از واژه ی یونانی ِ euangelion یا evangelium به معنی مژده و خبر نیک که در اصطلاح مسیحی معادل انجیل یا gospel آورده می شود و به معنای پیام عیسی است. سبک این آهنگ blackened death metal است که از آمیزش Death و Black پدید می آید. مضمون این ترانه از فلسفه ی آنارشیسم فردگرایانه ماکس اشتیرنر (Max Stirner ) الهام گرفته شده است. ماکس اشتیرنر فیلسوف آلمانی قرن 19 م، از پایه گذاران آنارشیسم فرد گرایانه شمرده می شود. آنارشیسم به طور ساده مرامی است طرفدار جامعه ای بدون دولت که در آن از هرگونه قدرت سازمان یافته خبری نباشد. آنارشیست ها به طور کلی با هرگونه ساختار دولت مخالفند و حتی رژیم های دموکراتیک را نیز استبداد اکثریت می دانند؛ چرا که به باور آن ها نباید اقتداری بیرونی ، آزادی فردی انسان ها را محدود کند و مانع رشد و تعالی آزادانه فرد شود. در حقیقت "آزادی فردی" مهم ترین عنصر این فلسفه است و بنیاد آن نیز "نفی حکومت" است. یکی از شاخه های آنارشیسم نوین ، آنارشیسم فردگرایانه است که معروف ترین نظریه پردازان آن، ماکس اشتیرنر و بنجامین تاکر می باشند. به باور ماکس اشتیرنر، هر آن چه که آزادی آدمی را سلب کند، باید از میان برود . او با "قانون " و "مالکیت شخصی " نیز میانه ای ندارد تا جایی که حتی با سرسپردگی به آرمان های خدا ، کشور ، خانواده و عشق هم سر ناسازگاری دارد. به طور کلی او به مخالفت رادیکال با "قانون" و "نظام متمرکز سیاسی " می پردازد.
ویدئوی Ov Fire and the Void را Grupa13 به کارگردانی Dariusz Szermanowicz ساخته است. از آثار معروف این کارگردان ویدئوی At The Left Hand Ov God از همین گروه و نیز Twilight Of The Thunder God از گروه Amon Amarth است. بهموت پروژه ی ساخت این ویدئو را در اوایل جولای 2009 در وروتسلا (Wroclaw) ی لهستان شروع کرد . نرگال ( Nergal) با نام کامل Adam Michał Darski موسس گروه، ترانه سرا، آهنگساز، نوازنده ی گیتار لید ، گیتار ریتم و گیتار اکوستیک و مرد اول بهموت درباره ی ساخت این ویدئو چنین می گوید : این انتخاب طبیعی ما بود که بار دیگر با Grupa13 همکاری کنیم. آنها در گذشته برای ما کار فوق العاده ای را انجام داده اند و می دانستیم که این بار می توانیم اثری حتی تماشایی تر را ارائه دهیم.(...) برخلاف مدرن تر بودن At The Left Hand Ov God ، ویدئوی جدید ارجاع هایی به کتاب مقدس را در بر دارد. سکانس پایانی، گروه را با یک فرشته نشان می دهد و اتفاقاتی که در آخر بر سر وی می آید تا سبب تحیر بیشتر شود . در 13 جولای تریلر این ویدئو در یوتیوب رونمایی شد ، سپس در 6 آگوست درست پیش از انتشار آلبوم جدیدشان Evangelion در اروپا - یعنی در 7 آگوست - ویدئوی نهایی در یوتیوب منتشر شد. این ویدئو مالامال از نماد های تصویری گوناگونی است که نیاز به تأمل و رمز گشایی دارند . از این رو بجاست با توجه به مطالب پیش گفته به چند نکته اشاره شود :
زنی تنها که از فراز آسمان خراشی خود را به زیر می افکند یادآور سقوط و هبوط آدمی به دامان نظام سرکوب و سلطه است. زنان که مهم ترین طبقه ی سرکوب شده در تمام تاریخند، در این ویدئو قربانیان اصلی نظام های اقتدارند. تا جایی که حتی در سکانسی زن ناگزیر می شود کودک نوزاد خویش را تسلیم قدرت حاکمه کند. انسان هایی برهنه که در غل و زنجیر اسیر شده اند شاید نمادی از بردگی و اسارت انسان ها در چنگال قانون، شریعت و نظام های سرکوب و سلطه باشند. جبارانی که از روی جاه طلبی اما تحت لوای مذهب و قانون، آدمیان را تحت انقیاد و استسمار قرار می دهند. تحمیل و سرکوب که مورد اعتراض و انتقاد آنارشیست هاست به نیکی در این ویدئو به تماشا گذاشته شده است. بنجامین تاکر و پیروانش با چهار انحصار اصلیای که آبشخورشان وجود نظام حکومتی است به مخالفت می پردازند: زمین، پول، دادوستد و حقوق پدیدآورندگان. آنها نابودی این انحصارات را مایهٔ از میان رفتن فقر میدانستند. شاید استفاده از سگ هایی که گویا در حال تغذیه هستند حس نفرت از این درندگی های حاکمان را بیشتر می کند. در ویدئو، مردی با ردای سفید (که بیشتر پوشش روحانیان است) کنار یک میز نشسته است و گویا از بالا سرنوشت یکایک افراد جامعه را با کنار هم گذاشتن چند تصویر، تعیین می کند و برای زندگی افراد زیر سلطه ی خود نسخه می پیچد.
دالان های مخوف که در آنها زنان ( و شاید هم مردان) در قفس زندانی شده اند می تواند اوضاع سیاسی یک جامعه ی اقتدارگرا را نشان دهد. شاید این گونه به نظر برسد که آنارشیست ها خواهان هرج و مرج و جامعه ی بدون نظم هستند اما ایشان همکاری داوطلبانه و بدون اجبار یک قدرت سازمان یافته را به جای جامعه ی بدون نظم پیشنهاد می کنند ( گر چه در تحقق چنین جامعه ای جای تردید و درنگ بسیار است). بارها تصویر مردی را نشان می دهد که مشغول حمل کردن فرشته ای در کالبد زنی برهنه و ناهوشیار است ؛ فرشته ای که مورد آزار قرار می گیرد شاید نماد انسان های پاکی است که قربانی مطامع ستمگران می شوند. سپس نشان می دهد زن تنهای هبوط کرده ، به جمع مردم بی اراده که به سمتی در حرکت هستند اضافه می شود. در ادامه بیننده متوجه می شود این زن حامله بوده است و اکنون در آستانه ی آوردن نوزادی به این جامعه ی متمرکز تحت سلطه است و کودکی که اینک چشمانش را در میان این زشتی ها و پلشتی ها گشوده است تقدیم به حاکم جبار و مرجع اقتدار می شود. قربانی شدن این کودک، بیانگر آینده ی تباهی که که آینده سازان یک جامعه ی این چنینی خواهند داشت. او اینک در چنگال زورگویی، فساد و قدرت ِ اربابان سیاسی و مذهبی گرفتار خواهد شد. اینک همه در برابر اربابان قدرت سر تسلیم فرو می آورند و قدرتی که مانع از آزادی انسان ها شده است را می ستایند. مردان و زنان برهنه ای که بر زمین غلتیده اند گویا تصویر از اوضاع نابسامان اقتصادی و سیاسی حکومت های این دوران است که مردمانشان را کوچک و خوار می کنند و آزادی فردی آن ها را به خطر می اندازند. همه دردمند و وابسته به قدرت هستند و دستانشان را به نشانه ی عجز و نیاز بالا می برند. این نشان از وابسته کردن مردم به قدرت ها و رژیم های سرکوبگر است. عبارت زیر از ماکس اشتیرنر که در مطلع ترانه ی Ov Fire and the Void نیز آورده می شود به روشنی چکیده ی درونمایه ی این ویدئو است: « امر قدسی دغدغه ی خداست، امر بشری دغدغه ی آدمی. دلمشغولی من اما، نه امر قدسی است و نه بشری، نه حقیقت و نه نیکی، نه عدالت و نه آزادی و.... بلکه تنها و تنها آن چه متعلق به من است . این دغدغه ای منحصر به فرد است ، نه کلی و عمومی، چرا که من با هر کس دیگری متفاوت هستم. هیچ چیز نزد من مهم تر از خودم نیست!» (ماکس اشترینر) رخداد جالب توجه این که تنها پس از گذشت یک روز از انتشار نسخه ی کامل و بدون سانسور این ویدئو در یوتیوب، در پی واکنش منفی طرفداران این گروه، نسخه ی سانسور شده ی ویدئوی مذکور جایگزین آن شد و نسخه ی اصلی نیز این بار در vemeo قرار گرفت. لینک های دانلود: برای دانلود بر روی تصاویر کلیک کنید ویدئوی ۱۶+ سانسور نشده (WMV - 20 MB ) :
ویدئوی ۱۶+ سانسور نشده (AVI - 13MB ): ویدئوی سانسور شده : تا حالا شده حس کنی که همه حتی خودت تو رو فراموش کردن و تنهای تنها موندی...؟ تا حالا شده حس کنی که فقط یک ثانیه با جنون فاصله داری...؟ به هر گوشه ای سرک میکشی...همه جا رو دنبالش میگردی...شاید اینجا باشه!...اونجا رو هنوز نگشتم!!!حتمن اونجاس......آره خودشه......ولی نه...نیست...هرچقدر هم که محکم باشی بالاخره یه روز میشکنی...بالاخره یه روزی میرسه که دیگه نقش بازی کردن هم فایده نداره،دیگه نمی تونی خودت رو گول بزنی...... ولش کنین...اصلن بیخیال،فراموش کنین چی گفتم،به کارتون برسین... آاااای آدمای خوشحال...خوش باشین،شرمنده که وقتتون رو گرفتم...بخندین و شادی کنین،امشب هر چی که خواستین مهمون من هستین...همه ی خنده هاتون به حساب من...تا می تونین بخندین...
ولی با کمال شرمندگی من نمی تونم همراهیتون کنم،باید برم...باید برم...برم شاید بارون بتونه من رو از این غم و اندوه رها کنه...شاید اون بتونه من رو پاک کنه،شاید بارون بتونه این لکه ها رو از من بشوره... ولی...ولی آخه با خاطراتم چه کنم؟!...اونا رو کی و چی می خواد پاک کنه؟! چطور می تونم اونا رو فراموش کنم؟!...ولی نه...شاید اونا هم یه حکمتی دارن!شاید بهم کمک کنن که هیچوقت یادم نره که راهی رو که در پیش گرفته بودم من رو به کجا کشونده بود...شاید کمکم کنن که از گذشته ام عبرت بگیرم و به جاش آینده ای بهتر رو بسازم... تا هیچوقت درد ها و رنجهام رو از یاد نبرم... تا هیچوقت یادم نره که ما آدما چقدر ضعیف و شکننده هستیم... آره...دلیلش همینه.......... پس ای بارون...ببار...ببار مثل اشکهای یه ستاره...ببار و تو گوش من زمزمه کن که ما چقدر شکننده ایم... آااای بارون...ببار...ببار مثل اشکهای یه ستاره...ببار و تو گوش من زمزمه کن که ما چقدر شکننده ایم... ...ما چقدر شکننده ایم!!! می خواستم برای این پست به عنوان ادامه پست قبلی ترجمه چند تا از کارهای آلبوم جدید slayer رو بذارم،ولی گفتم اینطوری اسلیر خون من و شما بالا میزنه و بهتره اسلیر رو بذارم برای بعد...برای همین یه مطلب دیگه رو آماده کردم،ولی دیروز دیدم شاید اون موضوع زیاد جالب نباشه و در کل خواستم توی این چند روزه بی خیاله پست جدید بشم،و طبق فکری که قبلن داشتم یه قالب جدید و بهتر برای وبلاگ طراحی کنم،برای همین از دیروز تا حالا مشغول طراحی اون قالب جدید شدم...فکر کنم کار خوبی از آب در اومده باشه،تقریبن آماده اس...ولی منتظر نظر آرش هستم تا قالب جدید رو با قبلی جایگزین کنم...امروز هم وقتی کار قالب تموم شد طبق حس و حالی که این چند روز و هفته داشتم رفتم سراغ چند تا از کارهای Gordon Sumner یا همون sting که همیشه دوسش داشتم و دارم،و دو تا از کاراش رو با هم قاطی کردم و شد این مطلبی که خوندین...طبق حسی که داشتم کمی معانیشون رو عوض کردم و با هم توی یه شعر جمعشون کردم... برای اون دسته از دوستانی که با sting آشنا هستن نمی گم این دو کار اسمشون چیه تا خودشون بفهمن... ولی برای اون دسته که زیاد با این گروه(البته گروهش میشه police)آشنا نیستن اسم این دو کار رو میگم : angel eyes و که می تونین این دو تراک رو از لینکهای زیر داونلود کنین،ترجمه fragile رو هم می تونین توی قسمت پایین همین پست ببینین : اگه تا حالا کارهای sting رو گوش نکردین و یا این دو تراک رو نشنیدین بهتون پیشنهاد می کنم که به هیچ وجه این دو کار رو از دست ندین...مخصوصن fragile تا پست بعدی خداحافظ... حاصل یکی شدن گوشت انسان با شمشیر خونی است که به راه می افتد... و این خون با نور تابان خورشید کم کم خشک می شود و به لکه ای بدل خواهد شد لکه ای که باران فردا آن را پاک خواهد کرد،ولی...باز هم خاطرات تلخ این روزها و یاد این لکه ها در ذهن ما باقی خواهد ماند شاید این خاطره تلخ به این خاطر در خاطر ما ثبت می شود که به همه ی ما ثابت کند که جنگ و درگیری هیچ حاصلی در پی نخواهد داشت جز لکه ای سرخ بر خاک و هیچ هدیه ای را برای متولدین ماه خشونت به ارمغان نخواهد آورد... پس هیچوقت از یاد نبریم که ما چقدر ضعیف و شکننده ایم...
باران یکسره می بارد و می بارد... مثل اشک های یک ستاره...مثل اشک های یک ستاره... باران یکسره به یاد من می آورد که چقدر ما شکننده هستیم...چقدر ما شکننده هستیم...
باران یکسره می بارد و می بارد... مثل اشک های یک ستاره...مثل اشک های یک ستاره... باران یکسره به یاد من می آورد که چقدر ما شکننده هستیم...چقدر ما شکننده هستیم... باران یکسره می بارد و می بارد... مثل اشک های یک ستاره...مثل اشک های یک ستاره... باران یکسره به یاد من می آورد که چقدر ما شکننده هستیم...چقدر ما شکننده هستیم... لیریک انگلیسی این تراک رو هم می تونین توی ادامه مطلب ببینین. انگل ها مرگ و نیستی را گسترش می دهند و تمام عالم می میرد قبل از تولدت خواهی مرد... خودکشی دسته جمعی... بازی ای کثیف و آکنده به ترس همه جا غرق در نابودی است... سم در رگهایت جریان پیدا کرده قتل عامی جهانی... قوانین دولتی را نابود کن... و آخر زمان آغاز می گردد... درد به عادتی همیشگی بدل می گردد... که به دنبال خون و کشتار می گردد... از طوفانی که در راه است آگاه باشید... که مانند منوری در میدان جنگ عمل می کند... خدا سخت به دیوانگی انسان می خندد...
دنیا با خون رنگ آمیزی شده است!!! و هیچ جایگاه مقدسی در آن نیست... دنیا با خون رنگ آمیزی شده است!!! و هیچ جایگاه مقدسی در آن نیست...
انعامی برای قد و قواره ی انسان برنامه فاش سازی را ادامه بده باید به آخر برسد سایه ای پنهان در جایی نهفته است رویاهای کاغذی که در آنها انسان برنده است از رعب و وحشتی پنهانی سخن نگویید دین نابود شد و از تاریکی مزدوری وحشی پدیدار شد که در قلمرو این دنیا می تازد رسولانی بی خدا نفرتی بیفکر و بی ضرر علاج این تکامل می شود سیارات به ترتیب به حرکت در می آیند خدا مرده است
دنیا با خون رنگ آمیزی شده است!!! و هیچ جایگاه مقدسی در آن نیست... دنیا با خون رنگ آمیزی شده است!!! و هیچ جایگاه مقدسی در آن نیست...
خدایا مرگ را بفرست،و به تماشای خونریزیش بنشین زندگی هایی تولد یافته در جهنم فرشتگان سقوط می کنند،بالهایشان در آتش می سوزد،و به صلیب کشیده می شوند بشر پست دنیا را به آتش کشیده است چشمانی خیره،داس های مرگ می چرخند،موجی از خون ذهنی از ابتدا در پی خودکشی دردی بی امان،زخمی باز و تازه،گلویی از هم دریده کودکان رادیو اکتیوی که به دنبال تاج و تخت هستند...
تیرباری برای نابودی نیمه خدایان از آسمان می بارد،فرمانروای عالم شکافی تاریک بر می خیزد،زندگی ای تجملاتی،بشر نابود می شود ما خودمان را نابود می کنیم...دست نگه دارید تا به زندگی ادامه دهید خون کودکان دریای بدن های مرده را تغذیه می کند فاجعه ای در جهنم اجسادی سوزان،چشمانی فریاد زن،مرگش را تماشا کن... بر فراز جسدش برو،و گور خود را انتخاب کن
مانند انگلی که مرگ را گسترش می دهد وجود تا را نیز محو می کند
مانند انگلی که مرگ را گسترش می دهد وجود تا را نیز محو می کند
مانند انگلی که مرگ را گسترش می دهد وجود تا را نیز محو می کند
دستان شیطان آغاز گر پایان است و دنیا را برای همیشه آزاد می کند رویای شهر گمراه برای زندگی در گناه به آخرین حد خود رسیده است و حال بشر به خدا بدل شده است و به نابودی خود می خندد به هر دولت پنهانی که باور داشته باشیم در حال نابودی کامل است
انگل ها مرگ و نیستی را گسترش می دهند و تمام عالم می میرد قبل از تولدت خواهی مرد... خودکشی دسته جمعی... بازی ای کثیف ؛ آکنده به ترس همه جا غرق در نابودی است... سم در رگهایت جریان پیدا کرده قتل عاملی جهانی... قوانین دولتی را نابود کن... و آخر زمان آغاز می گردد... درد به عادتی همیشگی بدل می گردد... که به دنبال خون و کشتار می گردد... از طوفانی که در راه است آگاه باشید... که مانند منوری در میدان جنگ عمل می کند... خدا قه قهه میزند... و انسان دیوانه شده است...
دنیا با خون رنگ آمیزی شده است!!! و هیچ جایگاه مقدسی در آن نیست... دنیا با خون رنگ آمیزی شده است!!! و هیچ جایگاه مقدسی در آن نیست...
نشانه های مرض،رودهای سرخ،خون به شکل یخ،آفت و بلا نشانه های مرض،رودهای سرخ،خون به شکل یخ،آفت و بلا نشانه های مرض،رودهای سرخ،خون... به مرگ خود خوش آمد بگوییم...
-------------------------------------- بدون هیچ مقدمه ای بریم سر بحث آلبوم جدید اسلیر یعنی World Painted Blood... شعری که توی اول این مطلب آورده شده ترجمه تراک اول این آلبوم هستش به همین اسم... این تراک به نظر من یکی از بهترین تراک های این آلبوم و کل کارهای slayer هستش...یک Thrash عالی و در کل اسلیری...با شعری زیبا و با مفهوم که اگه اشتباه نکنم باید کار تام آریا باشه...وقتی برای اولین بار این تراک رو شنیدم چشمام گرد شده بود!...خیلی زیبا بود...با اینکه شعرش رو اون لحظه دست و پا شکسته می فهمیدم ولی بازم عاشق شعرش شدم و هر روز دنبال لیریک کاملش بودم تا اینکه حدود 10 روز پیش پیداش کردم،و خواستم که این آلبوم رو به همراه معنی چند تا از شعراش بذارم که اینترنتم قطع شد و وقت هم نداشتم که به کافی نت برم،ولی امروز هر جور شده میرم و این آلبوم رو آپلود می کنم تا با چند هفته دیرکرد یک معرفی از آلبوم جدید اسلیر که خیلی ها از جمله خودم منتظرش بودن رو براتون بذارم...
بریم سراغ بحث راجع به تراک اول...یعنی World Painted Blood... همونطور که گفتم این تراک یکی از بهترین های این آلبوم هستش...مفهوم کلی این تراک مثل خیلی از کارهای دیگه ی اسلیر اعتراضیه به این دنیا،رفتار ما انسان ها و مقدس نمایی های بی مورد... توی نگاه اول میشه متوجه شد که شعر راجع به آخر زمان یا Apocalypse هستش...اما نه آخر زمانی که به دست خدا و با دمیدن صور رقم می خوره،بلکه آخر زمانی که ما آدما داریم با سرعت به طرفش می ریم... این پایان پایانی هستش که به دست خود ما رقم می خوره...و مفهوم کلی این شعر این هستش که این ما هستیم که با کارهامون داریم زمین و انسانیت رو نابود می کنیم،و روزی می رسه که ظرفیت پلیدی ها و کثافت دنیا پر میشه و همه ی ما به همراه زشتی های ما نابود میشیم... توی این شعر اشاره شده که پایان دنیا به دست شیطان رقم می خوره...شیطان نقطه مقابل خداست،نماد شر و تاریکی،کسی که از نظر خیلی ها سعی داره که دنیا رو پر از پلیدی و گناه کنه و با گمراه کردن انسان ها می خواد که اونا رو از راه راست منحرف کنه...که با این تعریف میشه فهمید که وقتی که توی این شعر به نابودی زمین به دست شیطان اشاره شده پس دنیا شیطان به هدف خودش رسیده،و دیگه ظرفیت بدی ها و گناه توی عالم پر شده و بشر با دست خودش خودش رو نابود کرده...و توی خط بعدی هم به این اشاره شده که رویای شهر گمراه به حقیقت پیوسته،شهر گمراه شهری هستش که توی انجیل ازش به عنوان شهری که پر از انسان های گناه کار بوده که هیچوقت دست از گناه و پلیدی برنمی داشتند و برای همین توی این شعر گفته که با پایان دنیا رویای شهر گمراه که همون پر شدن عالم از پلیدی و گناه بوده به حقیقت پیوسته... جایی از شعر گفته شده که "خدا سخت به دیوانگی انسان می خندد..."...منظور از دیوانگی توی اون خط همین خریت انسان ها توی کارهاشون هست که خودشون با دست خودشون دارن دنیا رو نابود می کنن،و میگه که خدا به این دیوانگی می خنده...چند خط پایین تر گفته شده که "و حال بشر به خدا بدل شده است و به نابودی خود می خندد" که نشانه ی این هستش که انسان انقدر قدرتمند شده و به درجه ای رسیده که خودش به یه خدای زمینی بدل شده،و حالا در اصل این خود انسان هستش که نابودی خودش رو رقم زده و داره به خودش می خنده... "تیرباری برای نابودی نیمه خدایان" توی این خط هم به همین نکته اشاره شده...و منظور از نیمه خدایان همین آدم های دو پاست... و کوروس و شاه بیت این غزل هم این دو جمله هستش که می گه...
دنیا با خون رنگ آمیزی شده است!!! و هیچ جایگاه مقدسی در آن نیست... دنیا با خون رنگ آمیزی شده است!!! و هیچ جایگاه مقدسی در آن نیست...
و با جمع کردن همه ی معانی و نکات این شعر به این نتیجه میشه رسید که چطور ممکنه توی این دنیای تاریک و پر از گناه و کثافت که با خون رسم شده ، نقطه ای مقدس و پاک وجود داشته باشه...!!!
--------------------------------------------- تراک بعدی که برای ترجمه انتخابش کردم تراک 8ام این آلبوم هستش به اسم Americon
با افکار پلید خود کثافت را به کل دنیا گسترش می دهیم و مثل یک مازوخیست از تماشا کردنش لذت می بریم...بدون ذره ای پشیمانی و دلسوزی... در حالی که بقیه مردم دنیا مجبور به تحمل این وضع هستن...
آمریکا(Americon)...همه چیز به خاطر نفت لعنتیه... مهم نیست که اون نفت تو خاک چه کشوری هست... مهم حرص و طمع ماست که برای رسیدن به اون راهی از خون رو برای خودمون هموار می کنیم... بالاخره برقراری آزادی خرج داره!!!
آمریکا(Americon)...برای همین چیزهاس که ما توی سرزمینی ازحیله و فریب ساکنیم... که آدم های ضعیف رو به اسارت گرفته و هیچ شانسی برای مصون ماندن در مقابل نیرو و فشار آمریکا(Americon) وجود نداره
آمریکا(Americon)...بعضی ها حس می کنن که این وسط باید نقش خدا رو بازی کنن... و هیچ شانسی برای مصون ماندن در مقابل آفت و بلای آمریکا(Americon) وجود نداره
با افکار مسموم خود به تمامی شاخه های زندگی هجوم می بریم و آنها رو می بلعیم...و در این اقیانوس خون شرافت شما رو به سرقت می بریم... بالاخره برقراری آزادی هم خرج داره!!!
آمریکا(Americon)...
--------------------------------------------------
این شعر اعتراضیه به سیاست های آمریکا در مقابل دنیا و مخصوصن خاور میانه... آمریکا توی این شعر با کلمه Americon صدا زده میشه...که به نظر من ترکیب 5 حرف اول کلمه اصلی یعنی AMERI هستش با کلمه CON به معنی حیله گر یا کلاه بردار...که با این ترکیب می خواد سیاست های دروغین آمریکا رو که با ادعای برقراری دموکراسی و صلح میاد و کشورها رو تحت اختیار خودش قرار میده تا در ظاهر با مبارزه با تروریسم در اون کشور آزادی رو به مردم اون منطقه هدیه بده ولی در حقیقت داره شرافت و ثروت اون کشور رو تصاحب می کنه... توی یکی از قسمت های شعر هم به این نکته اشاره می کنه که همش به خاطر نفته!!!...و مهم نیست که اون نفت تو خاک کدوم کشور هستش...و در خط بعدی سعی می کنه که با یه جمله سیاست های استعماری آمریکا رو توجیه کنه و اون اینه : بالاخره برقراری آزادی هم خرج داره!!!...و این خرج هم چیزی نیست جز نفت اون منطقه... متاسفانه وقتی برای آپلود آلبوم به کافی نت رفتم هر کاری کردم آپلود نشد...به چند دلیل : 1- سرعت خیلی پایین بود...2-با همون سرعت دو بار تا 99 درصد آپلود شد ولی............نمی دونم چرا کامل نشد...3-در اولین فرصت(شاید فردا)آلبوم رو هم برای داونلود به ادامه همین پست اضافه می کنم... توی پست های بعدی هم بقیه تراک های این آلبوم رو بررسی می کنیم... در ضمن...لیریک انگلیسی این دو تراک رو هم می تونین توی ادامه مطلب ببینین تا بعد........
Artillery گروهی است دانمارکی که امسال با انتشار آلبوم جدید خود When Death Comes توانست توجه بسیار از علاقه مندان به ترش متال را جلب کند. Artillery پس از ده سال از انتشار آخرین آلبوم رسمی خود با نام B.A.C.K. بازگشت بسیار خوبی به جمع گروه های ترش متال داشت. اگر چه این گروه در سال 1982 شکل گرفت و از تاثیرگذاران سبک خود گماشته می شود اما از آن زمان تاکنون تنها 5 آلبوم رسمی منتشر کرده است. When Death Comes پنجمین آلبوم رسمی گروه ، یک ترش متال ملودیک و پر انرژی را به شنوندگان ارائه می دهد. Søren Nico Adamsen که پیش از این وکالیست گروه پاور متال Crystal Eyes نیز بوده است وکال این آلبوم را بر عهده دارد و جای وکالیست سابق Flemming Rönsdorf را به خوبی گرفته است. گیتار سولو های زیبای برادران Stützer نیز بر زیبایی های آلبوم افزوده است. Peter Thorslund نیز نوازنده ی باس است و Carsten Nielsen درامر گروه است. این گروه اگر چه به شهرت گروه هایی چون Kreator دست نیافته است اما با انتشار سه آلبوم رسمی ابتدایی خود Fear Of Tomorrow (1985)، Terror Squad (1987) و By Inheritance (1990) و همینطور آلبوم سال 1999 قابلیت های بسیار خود را به اثبات رساند. این گونه به نظر می رسد که When Death Comes یک اثر بحث برانگیز خواهد بود ؛ چرا که یک ترش خالص نمی باشد و از دید طرفداران موسیقی thrash آن را نمی توان در رتبه ی بسیار بالا قرار داد اما یک دوستدار heavy metal یقیناً به آن علاقه مند خواهد شد. شاید علت این باشد که برخی از طرفداران ترش متال ، این گروه را یک گروه اصیل Bay Area thrash نمی دانند و این خود سبب شده است که میان طرفداران این گروه و گروه های دیگر ترش متال فاصله بیافتد. هسته ی اصلی موسیقی آنها با موسیقی قدرتمند power metal ترکیب شده است. اشعار گروه نیز به ترانه های traditional metal نزدیک است و در مقایسه با کارهای قبلی گروه، در این آلبوم اشعار رک و راست تر و آهنگ ها بر وکال تمرکز بیشتری دارند. "خشنونت" و "انرژی" از مهم ترین مولفه های این آلبوم هستند. وکال، قدرتمند، مدرن و انرژیک است و به گونه ای است که شنونده را تحریک می کند تا همراه با وکالیست، ترانه ها را با خود زمزمه کند. اکنون که بیش از 27 سال از آغاز کار این گروه می گذرد ، Artillery فرصت بسیار خوبی را برای بدست آوردن احترام و شهرت نزد طرفداران متال بدست آورده است.
When Death Comes شامل تِرَک های زیر است :
تِرَک های 7 و 8 و 9 از نظر اینجانب زیباترین های این آلبوم هستند و هر کدام را می توانید دانلود کنید : تِرَک Damned Religion با برابر نهاد "مذهب لعنتی" برای ترجمه انتخاب شده است. معنای ترانه سرراست و قابل فهم است؛ تحلیل و بررسی بیشتر را شما خوانندگان گرامی در بخش نظرات پی بگیرید.
Your morals are not my morals اخلاقیات شما ، اخلاقیات من نیستند. مذهب شما ، (و) دروغگویی مزورانه و گزاف روحانیان قدرت زده تان ، برای من ارزشی ندارد کتاب انجیل تان را از من دور نگه دارید
حقیقت شما، حقیقت من نیست دیدگاه تان ، (و ) وراجی های چرند شما حرامزادگان، برای من ارزشی ندارد مزخرفاتتان را از من دور نگه دارید
مسیحای دروغین ، سپاه آتش!، مذهب در خون شماست مذهب در مختان است... مذهب ،افیون شماست (و) هرگز نمی تواند دست بردارد.
خطابه ی پیچیده تان، شما را بزرگ جلوه می دهد خداوندی که می پرستید مسیحای دروغین است زندگی هایی را که قربانی می کنید، نمی توانند از خودشان دفاع کنند شما آنها را تمام می کنید و زندگیشان را سراسر جهنم می سازید
You cheat and lie you use the weak and poor شما فریب می دهید و دروغ می گویید، شما از مستضعفان ومستمندان سوء استفاده می کنید آن - به اصطلاح - اربابتان یک فاحشه ی دروغگوست امپراتوری اهریمنی تان یک سلول سرطانی است شما هم در دوزخ تا ابد خواهید مرد و خواهید سوخت رویاهایتان رویاهای من نیستند جهاد مقدس تان برای من ارزشی ندارد طرز فکر کوته اندیشانه و نابخردانه ی شما ، (و) مذهب لعنتی تان را از من دور کنید
|